رونق
بیا که رونق این کارخانه کم نشود
به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی
بیا که رونق این کارخانه کم نشود
به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی
مصطفی سرخوش
دوشینه به چشم خویش در خانه خویش
آبی دیدم به سان آتش میسوخت
گفتم که: «کهایّ و از کجا آمدهای
ای آب، که میتوانی آتش افروخت؟»
با چند زبان زبانه آتـش گـفت
رازی که مرا زبان پنـدار بدوخت:
«من نفتم و چون نسوزم از غیرت خویش،
جایی که خودی مرا به بیگانه فروخت؟»