ارسال برای اردیبهشت

۹:۰۷ ب.ظ

بادبادک

حسین منزوی
نسیم و نخ بده از خاک تا رها بشود
به یک اشاره ی تو روح بادباکی ام

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۰:۳۱ ب.ظ

آب‌تنی

حسین منزوی
حاصل جمع آب و تن تو، ضرب در وقت تن شستن تو
این سه منهای پیراهن تو، برکه را کرده حالی به حالی

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۰:۴۱ ب.ظ

شاد زی

رودکی
شاد زی با سیاه‌ چشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز  آمده  شادمان  بباید  بـود
وز  گذشته  نکرد  باید  یـاد

» باقی این نوشته را بخوانید ...

آتش

رهی معیری
در آتشم من و این مشت استخوان بر جاست
عجب که سینه ز سوز  نفس نمی‌‌سوزد
ز بس که داغ  تو دارم  چو لاله بر دل تنگ
دلم  به  حال  دل  هیچ  کس  نمی‌سوزد
به جز من و تو که در پای دوست سوخته‌ایم
رهی، ز آتش گل، خار و خس نمی‌سوزد

» باقی این نوشته را بخوانید ...
|