عشق زمستانی
روح الله احمدی (بلبل)
با شـعر و غزل بـجوش سرما نخوری
یک جرعه از آن بـنوش سرما نخوری
گفتی که لباس گرم میخواهی پس
آغـوش ِ مـرا بـپـوش سـرمـا نـخـوری
روح الله احمدی (بلبل)
با شـعر و غزل بـجوش سرما نخوری
یک جرعه از آن بـنوش سرما نخوری
گفتی که لباس گرم میخواهی پس
آغـوش ِ مـرا بـپـوش سـرمـا نـخـوری
علیرضا قزوه
در مُخم هر شب یک عدّه سوار شترند
فکر خاموشی این جنگ جمل کن دکتر
چون او دوباره آمد و عرض نیاز کرد
«صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد»!
(دام قبلی)
جلیل صفربیگی
هم چاه سر راه تو باید بکنیم
هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم
این نامهی چندم است که میخوانی
داریم رکورد کوفه را میشکنیم
خلیل جوادی
یک ثـانیه گرم و چند ساعت سردی
هی میروی و دوباره بر میگردی
بــــا آمـدن تــــو اشک هـم میآید
با این اوصـــاف ، عین دنـداندردی
زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است
عشق کاریست که موقوف هدایت باشد