داستان
فخرالدین عراقی
عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهی سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
» باقی این نوشته را بخوانید ...فخرالدین عراقی
عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهی سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
» باقی این نوشته را بخوانید ...سعدی
بیحسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الاّ شهید عشق به تیر از کمان دوست
مولانا
ای ابر خوش باران بیا ای مستی یاران بیا
ای شاه طرّاران بیا مستان سلامت میکنند
از دیده خون دل همه بر روی ما رود
بر روی ما ز دیده چه گویم چهها رود
ما در درون سینه هوایی نهفتهایم
بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود