ارسال برای تیر

۱۱:۱۵ ب.ظ

تماشا…!!

گفتا: برون شدی به تماشای ماه نو؟
از ماه ابروان منت شرم باد! رو!

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۲:۱۵ ق.ظ

صبح دل‌آویز

فریدون مشیری
بگذار که بر شاخه این صبح دل‌آویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه به صد شوق چو مرغان سبک بال
پرگیرم از این بام و به سوی تو بیایم
***
خورشید از آن دور از آن قله پر برف
آغوش کند باز، همه مهر، همه ناز
سیمرغ طلایی پر و بالیست که چون من
از  لانه  برون  آمده  دارد  سر  پرواز
***
پرواز [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۲:۱۶ ق.ظ

عشوه

دوش لعلش عشوه‌ای می‌داد حافظ را ولی
من نه آنم کز وی این افسانه‌ها بـاور کنم 

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۱:۳۷ ب.ظ

آه، باران!

فریدون مشیری
ریشه در اعماق اقیانوس دارد
شاید این گیسو پریشان کرده بیدِ وحشیِ باران
یا نه دریاییست گویی
واژگونه بر فراز شهر، شهر سوگواران
هر زمانی که فرو می‌بارد از حد بیش
ریشه در من می‌دواند پرسشی پیگیر با تشویش
رنگ این شبهای وحشت را تواند شست آیا
از دل یاران؟
چشمها و چشمه‌ها خشکند
روشنیها محو در تاریکی دلتنگ
همچنان که نامها در ننگ
هر [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...
|